خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





فرهنگ لغت باغبانی در دوسیران کازرون

    دوسیران، یکی از مناطق پر خیر و برکت است و انواع محصولات باغی دیم و آبی توسط مردم سخت‌کوش این دیار، تولید می‌شود. بنابراین، اصطلاحات باغبانی و زراعی با فرهنگ مردم دوسیران عجین شده و هرکدام از این اصطلاحات یادآور تلاشهای بی‌وقفه و خاطرات مردم این سرزمین است. در این مجال به معرفی این اصطلاحات می‌پردازیم:

    افتوگه:  Aftowgah مکانی مسطح و هموار که بوسیلۀ پرچین محفظ و محصور شده است و انجیر نیمه خشک را در آن پهن می‌کنند تا چند روزی در معرض نور خورشید خشک گردد.

    اندید: Andid گِلکاری خانه‌های سنگی را گویند.

    اوگند: Avgand خوابانیدن؛ در پاییز یا زمستان، شاخه‌ای از یک درخت (انجیر یا انگور) را زیر خاک می‌کنند و چند متر دورتر نوک آن را بیرون می‌آورند. این شاخه در مکان جدید جوانه می‌زند و می‌روید و خود، درخت جدیدی می‌شود. بعد از یکی دو سال، آنرا از درخت مادر جدا می‌کنند.

    برید: Borid هرس کردن درخت انگور را گویند.

    پا بهس: Pabahs سایه گیر درخت انجیر در ردیف (بهس) پایین‌تر از خود را گویند.

    پهت: Peht هرس کردن درخت انجیر را گویند.

    پیوس: Peyves مرغوب‌ترین نوع انجیر که درشت و خندان و خوشمزه است.

    ترپاز: Tarpaz نوعی هرس درخت انگور در فصل بهار را گویند.

    تک و تُک: Takotok روزهای آخر فصل برداشت انجیر که دانه‌های باقیمانده روی درخت را با چوبی به نام کمبال جهت جمع‌آوری، می‌زنند.

    خَود: Khavd زمینی که شخم نخورده باشد.

    خیش: Khish گاوآهن؛ شخم زدن.

    دک: Dak بَر انجیر.

    شاانجیر: Sha-anjir نوعی انجیر درشت و خوش‌طعم.

    شهم: Shohm شخم

    کشتر: Kash-o-tor بارکشی محصولات باغی از سردسیر به گرمسیر را گویند.

    کلاک: Kelak نوعی چوب که نوک آن کج است و با آن شاخه‌های درخت را پایین می‌کشند تا میوه را راحت‌تر بچینند.

    کمبال: Kombal نوعی چوب صاف و باریک و بلند که با آن دانه‌های خشک انجیر، گردو و بادام را می‌زنند.

    کُمَر: Komar زخم شدن پوست درخت را گویند.

    کنهتر: Kenehter وسیله‌ای چوبی و دولنگه که برای حمل هیزم یا سنگ از آن استفاده می‌شود.

    کورک: Koorak نوعی محصول انجیر که به لحاظ کیفیت، وضعیت مطلوبی ندارد و در گذشته بعنوان خوراک دام مورد استفاده قرار می‌گرفت.

    کهلو: Kahlow وسیله‌ای سبد گونه برای جمع‌آوری محصولاتی مثل انجیر و انگور که از شاخه‌های درخت بادام کوهی بافته می‌شود.

    گاپرداز: Gapardaz آماده کردن زمین زراعی برای شخم زدن.

    گن دک: Gone-dak نوعی نر انجیر که در فصل زمستان بر شاخه این نوع درخت مشاهده می‌شود.

    گوده: gavthah حفر کردن زمین برای کاشت نهال.

    لو: Low درست کردن چیزی شبیه لانه کلاغ بوسیلۀ علفهای مختلف در فصل بهار که بر انجیر را در آن می‌گذارند.

    لو: Low نوعی کپر که معمولاً نزدیک خانه بنا می‌شود.

    لو:  Low جایی در خانه‌های قدیمی که محصول انجیر خشک شده را آنجا می‌ریختند.

    لیله: Lilah پیوند زدن.

    مالبال: Malabal فصل کوچ از ده به باغستان را گویند.

    مالزیر: Malazir فصل کوچ از باغستان به ده را گویند.

    واپزک: Vapazak خوشه‌چینی؛ در پایان فصل برداشت محصولات باغی و زراعی که معمولاً کشاورز آنرا رها کرده، هر کسی هر چیزی جمع کند متعلق به خودش است.

    وزمه: Vazmah نوعی زنبیل یا سبد بسیار بزرگ که محتوی چند کهلو در آن می‌ریزند و برای خشک کردن به افتوگه می‌آورند.

    مردرا: Merdara وقتی چند خانواده یا چند همسایه و قوم و خویش برای کمک کردن به کار باغداری یا خانه‌سازی دعوت می‌شوند و افراد ضمن همکاری ناهار د خدمت صاحب کار هستند. البته این کار نوبتی است و نوعی همکاری محسوب می‌شود.

    کلیک کنید آپلود رایگان عکس برای بلاگفا - upload-photos.ir


    این مطلب تا کنون 7 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : انجیر ,درخت ,گویند ,نوعی ,می‌شود ,انگور ,محصولات باغی ,درخت انجیر ,محصول انجیر ,درخت انگور ,شاخه‌های درخت ,
    فرهنگ لغت باغبانی در دوسیران کازرون

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده